باز هم رسید عاقبت بهار وقت چیدن میوه انتظار
سال نو بر همه دوستان مبارک![]()
فصل بهار فصل شکوفا شدن فصل از نو نوترشدن امیدوارم سال خوبی
داشته باشیدو لذت ببرید تا بعد از تعطیلات خدانگهدار همتون![]()

موج نو ترانه سرایی ایران
باز هم رسید عاقبت بهار وقت چیدن میوه انتظار
سال نو بر همه دوستان مبارک![]()
فصل بهار فصل شکوفا شدن فصل از نو نوترشدن امیدوارم سال خوبی
داشته باشیدو لذت ببرید تا بعد از تعطیلات خدانگهدار همتون![]()

۱فروردین میلاد شایا تجلی را به همه دوستدارانش
به خصوص خانواده گرامیشان تبریک می گویم
محمد رضا آریانا

چه تلخ چه شيرين
دستِِِِ من به آرزوهام اگه با تو نرسيده
عوضش چشماي خيسم صد دفه خوابتُ ديده
اگه هديه اي ندادي که بمونه يادگاري
عوضش خاطره هام ، با خودت هميشه داري
سردي خونه هنوزم ، تلخي خزونُ داره
اما با تموم سرديش بوي تابستونُ داره
اگه حتي اين ترانه ظاهر شادي نداره
اما آهنگِ قشنگش ، تو رو يا د من مياره
مي بيني چه تلخ چه شيرين، ميتونه مال تو باشه
با همه حادثه ها باز ، دلم دنبال تو باشه
ترانه سرا
: شايا تجلي
جاده سبز
ای که دستات پل تقدیر
جاده سبز بهشته
قصه شرم شقایق
روی گونه هات نوشته
توی عصر بی تنفس
واسه من مثل هوائی
اگه کفر نگفته باشم
مهربون تر از خدائی
ای که تو یه شعر نابی
پاکی باور آبی
گل نیلوفر آبی
روی برکه های خوابی
چادر شب که کشیده
مثب بختک رو دریچه
میگه بی فروغ چشمات
معنی زندگی هیچه
هر سر انگشت تو یعنی
ساقه سبز حیاتم
توی موج بی ترحم
توئی ساحل نجاتم
میون این همه پائیز
تو هنوز خود بهاری
میمرم اگه نباشی
دستامو تنها بذاری
اردلان سرفرازافسون
من اسیر اون چشاتم
هر کجامیخواد که باشی
زیر سایبون پلکی
یا که یاد قصه ها شی
تو برام مثل یه باور
هنوزم خاطره داری
زیر نور تیرک شب
دیگه بسه گریه زاری
چشات از من گله داره
شب نگات و نمی یاره
آخه اون ظالم چکاری
با من دل مرده داره
خستگی دووم نداره
تا تو رو گریه بیاره
نمی خوام غصه دنیا
رو دلت جایی بزاره
تو برام مثل یه باور
تو روزای گنگ رفته
توی تقویم زمونه
خط مشکی خورده هفته
تو تبسمی همیشه
رو لبای این حقیرت
افسون صداقت تو
من و کرد آخر اسیرت
آریانا
توی قحطی ترانه واژه هم بهونه داره
تو شبای بی ستاره تورو یاد من میاره
من کنار نت گیتار تکیه دادم به یه دیوار
برای به تو رسیدن میمونم شبارو بیدار
بروی دوش زمونه خستگی زده نشونه
دیگه حتی یه پرندم نمی خونه نمی خونه
من کنار موج دریا خسته و غمگین و تنها
با یه کوله بار خالی من شدم راهی فردا
فردایی که خیلی دیره تو نباشی دل میگیره
قاصدک خبر اورده گلای باغچه اسیره
بروی دوش زمونه خستگی زده نشونه
دیگه حتی یه پرندم نمی خونه نمی خونه
توی قحطی ترانه واژه هم بهونه داره
تو شبای بی ستاره تورو یاد من میاره
من کنار نت گیتار تکیه دادم به یه دیوار
برای به تو رسیدن میمونم شبارو بیدار
بروی دوش زمونه خستگی زده نشونه
دیگه حتی یه پرندم نمی خونه نمی خونه
محمد رضا آریانا
مرحم
یادمه غروب پاییز صدای پاتو رو برگا
تا اومد بارون بگیره دل و من زدم به دریا
اما تو که برنگشتی ببینی برات نوشتم
توی کوچه قدیمی دل و زیر پات گذاشتم
حالا من اسیر آفت توی این هوای مسموم
توی شدی خیال باطل منم اون ستاره شوم
می کشیدم اون نگاتو من روی بخار شیشه
تو نشستی روی ساقم می زدی تبر به ریشه
میون راه تو نشستی بی خبر از شب جاده
تو زدی طعنه نمیام با تو من حقیر ساده
حالا من اسیر آفت توی این هوای مسموم
توی شدی خیال باطل منم اون ستاره شوم
آرزوی این رسیدن واسه تو معنی نداره
توی روزایی که می ره هر دقیقش انتظاره
فاصله امون نمیده که بگم کجای شعری
این تقدیر بد من الهی که زود بمیری
آریانا
فرصت
پشت این دستای بسته یه غزل مرده خسته
این نگاه ساده تو تو بگو دل به کی بسته
زیر سایه نگاهت ضربه های بی امون
عطر روزایی که رفته میسپرم به این زمونه
دیگه تو شمارش روزای هفته
طاقتم تموم شده دل به تو رفته
دیگه تو اسیری شبای مرده
هر چی قاصد اومده دلت رو برده
مرز شیشه جدایی یه دریچه روشنایی
ساقه خشک خزونی می گه از روز رهایی
پشت سرنیاز وغربت روبرو نگاه به نوبت
میون تبار اندوه تو بده به من یه فرصت
حالا من تواین کویر راهی ندارم
چشمونم منتظره بیای کنارم
دیگه تو شمارش روزای هفته
طاقتم تموم شده دل به تو رفته
خاک خونین
چون قدم بر خاک خونین داشتی
بذر غیرت در زمین می کاشتی
زهر عشق حق به حمد آویختی
در رکوعت می به ساغر ریختی
قبله تو عشق و مستی قتلگاه
این مشایخ قبله هاشان بر گناه
گویمت از هفت رنگان مو به مو
خرقه پوشان دقلکار دو رو
سجده بر پست و ریاست می کنیم
با خدا هم ما سیاست می کنیم
کو نشانی که شما اهل دلید ؟
جملگیتان بر نماز باطلید
می چکد شک بر سر سجاده ها
وای از آن روزی که افتد پرده ها
ما خدایان زیادی ساختیم
مال مردم را به خود پرداختیم
شیر حق برخیز وقت کار شد
بر سر نی رفتنت انکار شد
کاخها گردیده مسجد سرفراز
صد رکعت تزویر دارد هر نماز
سجده در مسجد حسینا مشکل است
این بنا از دل نباشد از گل است
این خسان با مال مردم زنده اند
جملگی اندر نماز و سجده اند
دم ز راه و رسم سلمان می زنیم
لاف اسلام و مسلمان می زنیم
کاشکی از نسل سلمان می شدیم
لحظه ای یک دم مسلمان می شدیم

دلخوشیم ساعتمه
رهگذر باورمه
دل شب روتنمه
خستگی کنارمه
غصه تو کولبارمه
آفتاب زندگی غروبمه
حرم دستات رو سرمه
چشم بارونی تو ساحلمه
لبای تشنه تو خط سرنوشتمه
زندگی کنار تو حرف روز و شبمه
برگرد من و ببین من و ببین!!!!!!!!!!!!

عشق را باور کن
عشق زندگی دوبارست
برای مجنون مرحم
برای ساحل دریا
برای ابر بارون
عشق را باور کن
عشق مرحم درد بی پایان
کشتی نجات برای سوته دلان
عشق
راباور کن
عشق یک سرابیست
عشق دریای بی ماهیست
عشق خلوت مرد خاکیست
کدام را باور کنم
کدام را خواهش کنم
عشق را باور کنم
یا
نکنم
آریانا